تبلیغات
سنتوری - انواع سازهای ضربی
 
سنتوری
 
 
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : مجتبی صادق نیا
انواع سازهای ضربی

حصول صوت در این دسته از سازها بر اثر كوبیدن جسمی با نرمی یا سختی معین بر پوستی كه بر سطح دایره ای شكل حلقه، استوانه یا كاسه ای كشیده شده یا بر اثر كوبیده شدن دو جسم سخت ( و غالباً زنگ وار) صورت می گیرد.
در برخی از سازها كه پوست برحلقه یا استوانه كشیده شده ممكن است یكی از سطوح بدون پوست باشد و در نوع دیگر هر دو سطوح با پوست پوشانده شود.
صوت سازهای ضربی پوستی برخی با «ارتفاع» (زیروبمی) نامعین و بعضی با ارتفاع معین بوده و نوع اخیر قابلیت كوك شدن (تغییرارتفاع صوت) را در بیشتر سازهای پوستی ایرانی، ضربه زدن توسط انگشتان هر دو دست نوازنده صورت می گیرد. سازهای «زنگ وار» و «نیمه زنگ وار» غالباً بدون ارتفاع معین هستند.

 

انواع سازهای ضربی

 

تمبك

این ساز از دو قسمت كلی و استوانه ای شكل تشكیل شده : قسمت اول (بالا و هنگام نواختن: جلو) به قطر تقریبی 25 تا 30 سانتیمتر و به طول 45 سانتیمتر كه سطح بالائی آن پوست كشیده شده و در پائین به قسمت دوم متصل شده است و این قسمت عبارتست از استوانه باریك تری كه درانتها (پائین) كمی گشاده ترشده و به دهانه ای بازمنتهی گشته است. جنس تمبك معمولی از چوب است. تمبك به منظور نواختن، بطور افقی روی ران نوازنده نشسته قرارمی گیرد و او دست چپ خود را در بالا و دست راست را در كنار راست تمبك قرار می دهد و با انگشتان، نرمه و تمام دست خود بر قسمتهای مختلف (مركز، میان، كنار) پوست می كوبد.
صوت تمبك بدون ارتفاع معین است.
از آنجا كه وسیله كوبیدن روی سازانگشتان انسان است و این وسیله قادر است بر روی تمبك ریزه كاری و شیرینكاری های فراوان اعمال كند می توان از آن به عنوان «تكنواز» استفاده های شایان و جالب كرد. نقش همنوازی در این سازنه فقط همراهی ساز یا آواز و تأمین و نگهداری «ضرب» موسیقی است؛ بلكه طی 25 سال اخیر به ابتكار حسین تهرانی و همكاری دیگران اركستری مركب از«گروه تمبك نوازان» تشكیل شده قطعه هائی اجرا كرده اند.
 

 

تمبك زورخانه

 

شكل ظاهری آن با تمبك معمولی كمی اختلاف دارد. قسمت بالائی آن به شكل جام و قسمت دنباله (درپائین) مخروطی تر از تمبك معمولی است. علاوه بر این تمبك زورخانه را از گل پخته می سازند. صدای آن نیز بم تر و قوی تر از تمبك معمولی است. بلندی ساز 45 و قطر دهانه پوستی 48 سانتیمتر است.

 

 

 

 

 

دُهُل

 

این ساز متشكل است از استوانه ای كوتاهی از جنس چوب كه قطر دایره آن حدود یك متر و ارتفاع آن 25 تا 30 سانتیمتر است و بر دو سطح دایره ای شكل جانبی آن پوست كشیده شده است. بر دو نقطه از بدنه استوانه دو انتهای تسمه ای ثابت شده كه نوازنده هنگام نواختن آن را به گردن می اندازد و به این ترتیب دهل در جلوی سینه و شكم او طوری قرار می گیرد كه سطوح پوست دار در جوانب راست و چپ واقع شوند. نوازنده در دست راست خود چوبی به شكل عصا و در دست چپش تركه ای نازك می گیرد و با آنها بر روی سطوح پوستی می كوبد یا آن كه تركه را به پوست چپ می چسباند و با عصا به پوست راست می كوبد. صدای این ساز ارتفاعی نامعین دارد. دهل سازی كاملاً محلی و «همراهی كننده» (بیشتر با سرنا) است.

 

دایره

 

این ساز متشكل است از حلقه ای چوبی به عرض 5 تا 7 و قطر دایره ای از 25 تا 40 سانتیمتر كه بر یكی از سطوح جنبی دایره ای شكل آن پوست كشیده شده و در جدار داخلی ساز حدود چهل حلقه فلزی كوچك به فواصل مساوی آویزان شده است. در یكی از نقاط جدار چوبی سوراخی است كه نوازنده انگشت شست دست راست را در آن داخل می كند و به این وسیله ساز را نگه می دارد و با بقیه انگشتان هر دو دست بر پوست می كوبد و در عین حال ساز را كمی سریعتر حركت می دهد تا حلقه های كوچك داخلی، همراه با صدای كوبیدن انگشتان صوتی زنگ وار نیز حاصل كنند. هیچ یك از اصوات ساز حائز ارتفاع معین نیستند. این ساز بیشتر شهری است تا محلی.

 

نقاره

 

این ساز به انواع و اندازه های مختلف در نقاط كشور وجود دارد:
نقاره شمال
از دو كاسه سفالین ( یك كمی كوچك تر از دیگری) تشكیل شده است. این ساز را معمولاً با دو چوب و گاه با دست می نوازند و قطر دهانه كوچك 16و بزرگ 22سانتیمتراست.
نقاره كردستان
تقریباً به شكل بالا ولی بزرگ تر است كه آن را گاه به اسب می بندند و نوازنده سوار اسب آن را با دست می نوازد.

نقاره فارس

مانند دو تای قبلی جفتی است ولی بزرگ تر از آنها و اختلاف زیادتری در اندازه های هریك نسبت به دیگری (قطردهانه شان 23،37 سانتیمتراست) شكل آنها نیز «خمره ای» فشرده است. نقاره فارس برای ساختن نقاره های جدید، زمینه و مدل قرار گرفته است.

 

گَوَرگِه

شكل خارجی ساز شبیه به سطل یا گلدان و از جنس فلزاست. روی آن را پوست كشیده اند و در نوع شهری شده ساز آن را بر روی سه پایه هایی محكم كرده اند. ته «گلدان» بسته است.
گورگه را با دو چوب می نوازند. این ساز اگر چه سازی محلی است اما اساساً فاقد شهرتی مانند«دهل» است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 فروردین1389ساعت 15:2  توسط ارسلان باقری  |  نظر بدهید

كبك ناقوس زن و شارك سنتورزن است

         فاخته نای زن و بط شده تنبور زنا

                               (منوچهری)

سنتور یکی از قدیمی ترین وکامل ترین ساز های ایرانی است. این ساز به صورت جعبه ای مجوف از جنس چوب که به شکل ذوزنقه متساوی الساقین می باشد ساخته شده و در شکل معمول خود برصحنه رویی آن دو دسته خرک 9 تایی قرار دارد که از روی هر خرک چهار رشته سیم می گذرد که به صورت هم صدا کوک می شوند .

این ساز به وسیله 2 عدد مضراب چوبی نواخته می شود .

واژه سنتور در اصل کلمه ای است آرامی که ریشه در فرهنگ و زبان سانسکریت دارد .(زبان پیشیان ایرانیان) این واژه از دو بخش تشکیل شده است : سان و تور

سان به معنی صد که در فرهنگهای کهن نماد تعداد زیاد می باشد.

تور به معنای همان تار یا رشته سیم .

بنابراین واژه سنتور به معنی صد تار می باشد یعنی سازی که بیشترین تار روی ان کشیده شده است ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (متوفی به سال 346- ه. ق) مورخ مشهور ونوینده کتاب (مروج الذهب) در شرح اوضاع موسیقی در زمان ساسانیان هنگام نام بردن از آلات موسیقی متداول آن زمان واژه سنتور (سنطور ) را می آورد و سابقه این ساز را حداقل به دوران ساسانیان می رساند. در کتابهای قدیم و تالیفات ابونصر فارابی و ابن سینا نیز نام        «سنتور» چندین بار آورده شده .

سنتور که بدون شک یکی از ساز های قدیمی مشرق زمین است تصویر آنرا می توان از زمان آشوریها و بابلیها در حجاریها و نقاشیهایی که بر روی دیوار یا سنگها ترسیم شده است مشاهده نمود. اکنون که این ساز احتمالا حدود یک قرن ونیم است که در ایران دوباره رواج پیدا کرده است سبکهای محکم و در عین حال ظریف وحساس استادان بزرگی را چون محمد صادق خان سماع حظور، حبیب سماعی ، ابوالحسن صبا ونور علی خان برومند را پیوسته در طنین خود برای ما محفوظ می دارد .

 

 

سنتور در فرهنگ های دیگر:

 

همانطور که گفته شد شواهد ومدارک همه دلالت بر این دارند که سنتورساز اصیل ایرانی است و چون طلوعی از مشرق دمیده و در غرب به سرخی گرائیده است و همچنین محققین ثابت کرده اند که این ساز از ایران به سایر کشورها برده شده و در هر کشوری بنا به نیازهای فرهنگی آن ملت تغیرات در آن پدید امده است .

حتا در خود ایران معاصر هم در مواردی به غیر از اجراهای ردیف نوازی تغییراتی در آن صورت گرفته است مانند سنتور کروماتیک، سنتور دو طرفه و غیره ...

در عراق، مصر، هند، چین و در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی سنتور را با شکلهای مختلف تغییرات متنوع وشیوه های گوناگون در نوازندگی مشاهده می کنیم.

در متون انگلیسی سنتورها را با نام « دالسیمر»(dulcimer) ، کشورهای اروپای شرقی با نامهای سیمبال (سیمبالوم) وچمبالوم ( cimbalom- zimblum) و در چین با نام «یانگ کین» ( Yank – kin) و در آلمان به نام « هک پرت» (Hekperrt) و ردر عربی با نامهای « سنطور » و «سنطیر» و در برخی مکانهای دیگر به «پسالتری» ( psaitry) نامیده شده و معروف است .

کلاویکورد، هاریسیکورد، کلاوسن و بالاخره پیانو clavier- pianofoter هم شکل تغییر یافته همین ساز قدیمی است .

جایگاه سنتوردربین سازهای دیگر:

به طور کلی درتقسیم بندی های قدیم سازهای موسیقی به سه نوع زهی، بادی وکوبه ای شده اند چنانکه سازهای زهی را کاملا « ذوات الاوتار» ساز های بادی را «ذوات النفح» و سازهای کوبه ای را « طاسات » و «کاسات» نامیده اند .

 

البته همانطور که ذکر شد این تقسیم بند به صورت کلی است واگر سازهای موسیقی با دقت بیشتری طبقه بندی کنیم می توانیم آنها را به پنج دسته تقسیم نمائیم:

 

1- آلات ذوات الاوتار مطلقات – سازهایی که سیمهای ان مطلق وازاد است .

2- آلات ذوات الاوتار مفید است– سازهایی که سیم های آن در قید انگشتان باشد .

3- آلات ذوات الاوتار مجرورات– سازهایی که صدا دهی آن با کشیدن آرشه روی سیم به وجود می آید.

4- آلات ذوات النفح– سازهایی که صدای آن از دمیدن با دهان تولد می شود .

5- کاسات و طاسات و الواح– کاسه های مسی و یا هر چه که پهن باشد .

هم چنانکه از مقام های بی شمار تنها گروهی اندک شایسته انتخاب برای موسیقی دستگاهی می شوند از سازهای گوناگون نیز تنها تعدادی اندک مناسب فضای موسیقی ردیف دستگاهی دانسته و آنها را برای اجرای موسیقی ردیف با ویژگی های ان به کار گرفته اند .

سرانجام ایرانیان برای اجرای موسیقی ردیف چنین سازه هایی را برگزیدند:

تار و سه تار را برای آلات ذوات الاوتار مقیدات شامل: عود قدیم،عود کامل، طرب، شش تار، طرب رود، طنبور شروانیان ، طنبور ترکی، روح افزای، قوپوز ، نای طنبور، رباب، رودخانی، یک تای، ترنتای تخته العود، شدرغو، اولوق کوک، پیپا، شهرود .

سنتور را برای آلات ذوات الاوتار مطلقات، مانند :

مغنی، چنگ، ایرکی، قانون، ضج، یاتوغان

کمانچه را برای آلات ذوات الاوتار مجرورات ،مانند :

کمانچه، غژک، رباب

نی را برای آلات ذات النفخ مانند : نای سفید،زمر، نای بلبلان، نای، سرنا، سیه نای، جارو، بورغو، نفیر و باق، و همچنین برای سازهای بادی آزاد بدون سوراخ بر روی بدنه آن مانند : جچیق و ارغنون.

سنتور سل کوک :

سنتور باستانی دارای 12 وتر بوده که با زیر و بم آن شامل 24 وتر شده است و این همان تعداد وترهای سازهای ذوات الاوتار مطلقات می باشد که چنگ ومنحنی از آن جمله است و عبدالقادر مراغی در مقاصد الحان از آن نام می برد .

اما سنتور امروزین دارای 9وتر (خرک ) است که با زیر و بم آن شامل 18 وتر می شود و با استفاده از پشت خرک های سیم های سفید تعداد وترهای آن به 27 می رسد که در اجرای موسیقی 24 وَتَر آن مورد استفاده قرار می گیرد. هر وتر سنتور چهار سیم دارد که هم صدا كوك می شوند تعداد سیم ها در سنتور به 72 تار می رسد .

در یک بُعد ذی الکل ( هنگام ) هفت فاصله از نغمات ملایم را برای دستگاه یا آواز موزد نظر انتخاب کرده وکوک می کنند.

برای قرار گرفتن خرک های سفید طول وتر را به سه تقسیم می کنند که نهایت سوم آن بعد ذی الکل یا هنگام طرف دیگر وتر می شود در نتیجه در سنتور برای هر نغمه، بعد دو هنگام را می توان مشاهده نمود. اگر بُعد وترهای نغمات را هم به آن اضافه نمائیم وسعت دامنه سنتور به 6 دانک می رسد که دانک ششم آن در اجرای موسیقی ردیف مورد استفاده قرار نمی گیرد .

در سنتور سل کوک 9 خرک هر گاه سیمهای خرک اول را « می» (E) کوک کرده باشبم ، خرک سوم صدای «سل» (G) را خواهد داد. از آنجا که دستگاه شور به اصطلاح «مادر» دستگاه های دیگر ردیف موسیقی ماست. و دیگر نغمات با آن سنجیده می شوند و نیز از آن رو که خرک سوم در این سنتور (سل G ) مناسب ترین خرک برای نمایان «شور » است این نوع سنتور را برای اجرای اصیل موسیقی ردیف مناسب دانسته اند .هنگام اجرای شور ، همانطور که معمول کوک سنتور است ردیف خرک های سیم سفید با ردیف خرک های سیم زرد هم صدا می شوند و تنها ممکن است یک خرک انها برای اجرای کردبیات و شهناز با یکدیگر اختلاف داشته باشند که با مختصر تغیر حرکت جای خرک ( در رده سیمهای سفید ) درست می شود و سامان می یابد . باید در نظرداشت که کوک سیمهای پوزیسیون زردها همواره ثابت و بر پایه شور است چرا که شور ما در دستگاه ها و اصلی ترین آنها است و فرود همه دستگاه ها و آوازه ها به شور است و به عنوان مبنا و پایه، همیشه مورد استفاده و در مقام گردانی های معمول، مورد بهره برداری است (بخصوص هنگام نواختن دلکش ماهور یا اصفحان و همایون ) .

اگر نحوه کوک سنتور بر پایه نظام فواصل موسیقی ردیف اصیل باشد ، تغییر مقام از دانگهای مختلف به یکدیگر بسیار آسان بوده و تنها با جابجا کردن مختصر یکی دو خرک و یا در نهایت تغییر جزئی کوک سیمهای مربوط به آنها انجام می شود .

سنتور با کمک کلیدی آهنین که نه کلید کوک نام دارد کوک می شود ومانند تمام سازهای زهی به وسیله کشش سیم انجام می گیرد. قطر سیم ها معمولا 40- 38 میکرون است برای قسمت راست سنتور از سیم های فولادی زرد رنگ و برای قسمت سمت چپ از سیم های سفید فولادی استفاده می شود .مقدار کشش نسبتا زیاد است زیرا اگر سیم ها به اصطلاح سل باشند هنگام مضراب زدن صدای را یاجاد نمی کنند به عنوان مثال اگر طول وتر خرک سوم سنتور در قسمت راست (زیر و بم ) از سیطانک تا خرک 60 سانتمتر باشد وهمچنین قسمت وسط ( زیرو بم ) 46 سانتیمتر باشد به ترتیب فرکانس 192 (معادل SO12 ) برای قسمت بم فرکانس 384  و معادل ( SO13 ) برای قسمت زیر مناسب است .

نحوه کوک کردن سنتور در شیوه های ردیف نوازی براساس چهارم ها ( ابعاد ذی الاربع ) و هنگام ( ابعاد ذی الکل ) است ، بدین صورت که خرک سوم سنتور ( وسط در یک سوم طول وتر قرار می گیرد به طوری که پشت خرک بعد از ذی الکل ( هنگام یا اکتاو ) را به وجود می آورد پس با مقدار مناسب کشش وتر خرک سوم ، این خرک می تواند به عنوان وتر مطلق محسوب شده و بقیه خرک ها ( نغمات ) به نسبت ان برای دستگاه یا اواز مورد نظر کوک شوند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجتبی صادق نیا
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :